تبليغاتX
http://www.semahal.com/g.htm?id=27357 جاده ی عاشقی



جاده ی عاشقی  

 


             صفحه نخست
             ايميل به مدير
             طراح قالب
             آرشيو وبلاگ
             وضعيت مدير در ياهو



 

نويسنده :


 

موضوعات :


 

آرشيو وبلاگ :


 


طراح قالب :

گالري قالب وبلاگ



 جاده ی تلخ ع ا ش ق ی ی ی .....

Image By Pic.Blogfa.Com



+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 10:6  توسط وحید تنهای عاشق

 بی تو ذلگیر ترین پاییزم

 

 

 

          بی تو دلگیر ترین پاییزم

        بی تو از غربت و غم لبریزم

 که ویران شده ام

                    دل ماتم زد

                  بی تو چندی است ه است.. غم خیزم

 

                                                غرق اندوهم چو زجا بنشینم

                                                 بی قرارم چو زجا برخیزم

 

        پیش من آی که بی روشنیت

      مانده در وحشت آن دهلیزم

 

                        گر چه خون شد دلم اما به خدا              

                      هر گز از عشقت نمی پر هیزم

 

                                                   بجز این هدیه مرا بیش نبود

                                                      به پزیر این غزل نا چیزم

 

 
 
 

        ای نشسته در ضمیر من فراموشم مکن

 

            با غم و درد فراموشی هم آغوشم مکن

                  زندگانی می کنم چون شعله با خود سوختن

                       زنده ام با سوز وساز خویش خاموشم مکن

                             چون صبا در جستجوی خود به هر سویم مکش

                                    همچو گیسوی سیاهت خانه بر دوشم مکن

                                             این دل درد آشنا را در شرار غم بسوزان

                                                      هر چه می خواهی بکن اما فراموشم مکن

 
 
love is for ever in my heart , and you're every time in my heart too.
 
 
 
 



+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 10:3  توسط وحید تنهای عاشق

 love

 اگه احساسمو کشتی       اگه از یاد من و بردی

 

  اگه رفتی بی تفاوت        به غریبه سر سپردی

 

 بدون اینو که دل من       شده جادو به طلسمت

 

 یکی هست اینور دنیا       که تو یادش مونده اسمت

 

 

بگو چی شد که قلبت خالی شد از حضورم

 

بگو باهات چی کردم که میشکنی غرورم

 

بگو چی بود گناهم چی بوده اشتباهم

 

که اینجوری گذشتی از من و از نگاهم

 

کاشکی دلت سنگ نبود دلم برات تنگ نبود

 

کاشکی توی قلب تو این همه نیرنگ نبود

 

کاشکی منم بد بودم تو عاشقی سرد بودم

 

کاشکی توی عاشقی مثل تو نامرد بودم



+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 10:0  توسط وحید تنهای عاشق

 دوستت دارم

دوست دارم

کاشکه تو نگاه آخر عشقو تو چشام می دیدی

تو چی کردی با دل من عشقمو لایق  ندیدی

قلب تو انگاری که نشنید التماس اون چشامو

تو چی کردی  با  دل  من  ندیدی  غم  صدامو

به دل موند یه بار یه روز یه جایی بگی می خوامت

بگی فقط واسه من عزیزی و بس چشمام به نامت



+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 9:59  توسط وحید تنهای عاشق

 اگرهای من.....

اگر دبیر فیزیک بودم بهت ثابت می کردم سوی نگاهت از مرکز قلبم میگذره

اگردبیرشیمی بودم نام تو روتوی قلبم پخش می کردم تامحلولی از محبت شود

اگــر دبـیــر دینــی بــودم می دونستــم کـــه بعـد از خــدا تــو رو میپرستم

اگر دبیر جغرافیا بودم میدونستم خوش آب و هواترین منطقه آغوش توست

و اگر دبیر زبان بودم با زبان بی زبانی می گفتم

I LOVE YOU



+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 19:34  توسط وحید تنهای عاشق

 new lovers



+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 19:31  توسط وحید تنهای عاشق

 وای خدا دلگیرم ازت......



+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 18:9  توسط وحید تنهای عاشق

 جاده ی عاشقی



+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 17:51  توسط وحید تنهای عاشق

 تنهاییییییییییییییییییییییم

MySpace Layouts

 

          

 

  

ازروزي كه سرود خداحافظي را زمزمه كردي ديگر ستاره اي در آسمان دل من چشمك نزدوهيچ گلي درباغ مهرباني نروييد .

تو همچون پرستويي در خزان زده ترين روزهاي زندگي ام در ويرانه ي قلبم لانه كردي وحال در يك صبح بهاري قصد رفتن داري .

من از همين الان هرروز صبح قاصدكي ازدشت قلبم مي چينم و به دنبالت مي فرستم و از تو مي خواهم به ياد همين قاصدكهاي بي شماري كه برايت مي فرستم برگردي و سالم در كنارم بماني .

 

 

 

 

Image hosted by TinyPic.comديشب در اتاق كوچكم براي تو گريستم Image hosted by TinyPic.com

Image hosted by TinyPic.comو تنهايي ورقهاي سفيد دفترم را باور كردمImage hosted by TinyPic.com

Image hosted by TinyPic.comديشب دوباره آن خاطرات را ورق زدم Image hosted by TinyPic.com

Image hosted by TinyPic.comخاطراتي از گذشته ام را.Image hosted by TinyPic.com

Image hosted by TinyPic.comديشب با همه قاصدكهاي شعرم براي خدا نامه نوشتم Image hosted by TinyPic.com

Image hosted by TinyPic.comبر ورقهاي تنهايي Image hosted by TinyPic.com

Image hosted by TinyPic.comكه خدايا معشوق منو تو بغلت آروم كنImage hosted by TinyPic.com

 

 

 

سلام سلامي به لطافت بارونهاي بهاري وعطر گل مريم

به همه ي دوستاي خوبم

خيلي سخته خيلي سخته بخواي واسه عزيزي بنويسي

و ازرفتن بگي خيلي سخته

مهربووونم ، اين پست سارا ي آسموني نيست

من يه دوستم ة يه زميني ، اگه قابل بدونه يه خواهر!!!

تا مدتي يعني تا وقتي كه خودش برگرده كه حتما بر مي گرده كنارتونم .

فقط مي تونم بگم :

 به دعاي من و تو از همين الان محتاجه تا بره و به سلامت برگرده

     دوستووووووووون داريم      

          

اگر باشد امید باز دیدن

ان که مرا مجنون کرد من منتظرتم هااااااا

اگر تنهاترین تنها شوم باز هم خدا هست

اوجانشین تمام نداشته های من است

اورآ از ته دلت صدا بزن

کمکت می کنه یادت نره هاااااااا

آنسان معشوق من است و من نيز محبوب او.من به او ميل دارم و او نيز بابه وجد مي آيد.اما دريغ كه در عشق او رقيبي دارم كه مرا آزار مي دهد و او را به ستوه مي آورد

همسر دومي كه نام او ذات است وهر جا كه پا مي گذاريم ما را دنبال مي كند.تماشاگري كه ما را از يكديگر جدا مي سازد.

من در روستاها در ميان درختان در كنار درياچه به دنبال اويم.اما او را نمي يابم.ذات او را فريفته و به سوي شهر رانده به سوي جامعه و فساد و نكبت.

من در تالار دانش در جستجوي اويم ودر معبد فرزانگي.اما او را نمي يابم ذات او كه جامه اي از غبار پوشيده از او در سنگر خودپسندي حمايت مي كند آنجا كه بي اعتنايي مسكن دارد.

من در كشتزار قناعت و خرسندي در جستجوي اويم.اما او را نمي يابم زيرا خسم من او را در گودال حرص و طمع زنجير كرده است.

من او را در صبحدم هنگامي كه شرق از لذت لبريز است مي خوانم.اما او صدايم را نمي شنود زيرا چشمانش از خواب آلوده است.من غروب هنگام زماني كه تاريكي خاموش است با مهرباني از او دلجويي مي كنم.اما او به من توجهي ندارد زيرا فقط نگران فرداست.

او در جستجوي آن است كه در قصر جلال و شكوه با من يكي شود.جاي كه او آنرا از روي ناتواني بنا كرده است.

اما من فقط در كلبه اي ساده كه بر نهر عواطف است ظاهر مي شوم.

او در جستجوي آن است كه مرا نزد ستمگران ببوسد اما من فقظ به او اجازه مي دهم كه لبانم را در تنهايي و در ميان گلهاي ناب ببوسد.

معشوقم آموخته است كه براي دشمنم ذات بگيرد و سوگواري كند اما من به او خواهم آموخت تا از چشمان روحش اشكهاي اغوا بريزد و در جستجوي قناعت وقت بگذارد.

معشوق من از آن من است من نيز از آن اويم.
 



+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 17:59  توسط وحید تنهای عاشق

 دفتری از عشق

 

بیگانه با دل

نمی دانی چه دلتنگم

چه بی تابم ٬چه غمگینم ٬چه تنهایم

تو را هر شب صدا کردم

نمی بینی نمی خوابم

بیا تا باورت گردد

که بی تو کمتر از خاکم ولی با تو به افلاکم

بیا با آرزوهایم

بسازم خانه ای در دل

سراغم را نمی گیری

مگر بیگانه ای با دل ؟ ؟

 

چگونه دوستت دارم؟

بگذار بشمرم

تو را به عمق و عرض و طول دوست دارم

با احساسات نامرئی

به اندازه ی پايان هستی

من تو را مثل هر روز دوست دارم

مثل نياز انسان به آفتاب و شمع

تو را آزادانه دوست دارم

مثل تلاش انسان برای رسيدن به حق

تو را خالصانه دوست دارم

مثل احساس بعد از دعا

تو را با اندوه قديمی

و ايمان کودکی ام دوست دارم

با عشقی که سالها گم کرده ام

با نفسم و با معصوميت از دست رفته ام

با اشکها لبخندها و تمام هستی ام

و اگر خدا بخواهد

بعد از مرگم

تو را بيش از اينها دوست خواهم داشت



+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 11:10  توسط وحید تنهای عاشق

 جاده عاشقی

رفتی و چشما مو ندیدی

رفتی و دلم وشکوندی

رفتی و تنهام گذاشتی

رفتی و گفتی که اره

اینه زندگی همینه

یکی میاد یکی میره

هرکی بخواد نمی مونه

گفتی حرفام همه دروغ بود

گفتی گول خوردی چه ساده

حالا خیلی وقته رفتی

من و با غمام گذاشتی

دیدمت دوباره اما

این دفعه یه جوره دیگه

کنج یه قبرستون تاریک

زیر یک درخت مجنون

راست می گفتی من خیلی شادم

حرفات و باور می کردم

بم دروغ گفتی اما

می خواستی من نفهمم

داری میری از پیش من

که بری پیش خداوند

باشه عیب نداره اما

این و بدون که همیشه

هرجا که باشی

توی یک قبر تاریک

من همیشه باهات می مونم

آواز عشق و برات می خونم

 



+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 18:6  توسط وحید تنهای عاشق

 هفت آسمون عشق



+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 17:39  توسط وحید تنهای عاشق

 تقدیم به تنها عشقم.......

اگه يه روز بهت گفتند 1000 نفر دوستت داره،بدون اوليش منم.
اگه يه روز بهت گفتند 100 نفر دوستت داره،بدون اوليش منم.
اگه يه روز بهت گفتند 10 نفر دوستت داره،بدون اوليش منم.
اگه يه روز بهت گفتند 1 نفر دوستت داره،بدون اون يه نفر منم.
اگه يه روز بهت گفتند کسي دوستت نداره،بدون من مردم!!!

دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستدار

 
 



+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 17:36  توسط وحید تنهای عاشق

 سوختم از آتش عشق



+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 17:0  توسط وحید تنهای عاشق

 غم تنهای

گاهي كه دلم
به اندازهء تمام غروبها مي گيرد
چشمهايم را فراموش مي كنم
اما دريغ كه گريهء ، دستانم نيز مرا به تو نمي رساند
من از تراكم سياه ابرها مي ترسم و هيچ كس
مهربانتر از گنجشكهاي كوچك كوچه هاي كودكي ام نيست
و كسي دلهره هاي بزرگ قلب كوچكم را نمي شناسد
و يا كابوسهاي شبانه ام را نمي داند
با اين همه ، نازنين ، اين تمام واقعه نيست
از دل هر كوه كوره راهي مي گذرد
و هر اقيانوس به ساحلي مي رسد
و شبي نيست كه ط
گاهي كه دلم
به اندازهء تمام غروبها مي گيرد
چشمهايم را فراموش مي كنم
اما دريغ كه گريهء ، دستانم نيز مرا به تو نمي رساند
من از تراكم سياه ابرها مي ترسم و هيچ كس
مهربانتر از گنجشكهاي كوچك كوچه هاي كودكي ام نيست
و كسي دلهره هاي بزرگ قلب كوچكم را نمي شناسد
و يا كابوسهاي شبانه ام را نمي داند
با اين همه ، نازنين ، اين تمام واقعه نيست
از دل هر كوه كوره راهي مي گذرد
و هر اقيانوس به ساحلي مي رسد
و شبي نيست كه طلوع سپيده اي در پايانش نباشد
از چهل فصل دست كم يكي كه بهار است
مـــ-ن هنــوز تورا دارم
گر تا قيامت هم نيايي ! چشم انتظارت مي نشينم !
صدای زنگ در با ضربان قلبم همراه می شد
 
تاریکی چه وفادارانه پله های فاصله را در اغوش می گرفت
 
تو می امدی تکیه گاه غریب تنهایی ام
 
اشنای غربت دستانم
 
و من رها در تعارض شادی و ترس
 
خود را به اقیانوس اتشین اغوشت می سپردم
 
لوع سپيده اي در پايانش نباشد
از چهل فصل دست كم يكي كه بهار است
مـــ-ن هنــوز تورا دارم
گر تا قيامت هم نيايي ! چشم انتظارت مي نشينم !
 



+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 16:45  توسط وحید تنهای عاشق

 بد بیاری.......



+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 9:14  توسط وحید تنهای عاشق

 صفحه ی پاره ی عاشقی:



+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 9:13  توسط وحید تنهای عاشق

 ...دوستت دارم...



+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 9:0  توسط وحید تنهای عاشق

 سه بوسه

انسان با سه بوسه تکميل می شود

 

  

 

بوسه مادر که با آن پا به عرصه خاکی می گذاری

   

 

بوسه عشق که يک عمر با آن زندگی می کنی

 

 

 

بوسه خاک که با ان با به عرصه ابديت می گذاری

 

 



+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 11:15  توسط وحید تنهای عاشق

 

عاشقی هم عالمی دارد....



+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 11:14  توسط وحید تنهای عاشق

 عاشق خسته



+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 11:13  توسط وحید تنهای عاشق

 



+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 11:12  توسط وحید تنهای عاشق

 جرم عاشقی



+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 11:11  توسط وحید تنهای عاشق

 دل عاشق

پاییز است

بغض آسمان می ترکد و فرشته ها می گریند

کسی چه میداند

شاید برای این دل عاشق که ...



+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 11:10  توسط وحید تنهای عاشق

 بنام تنها مکانیک قلبهای تصادفی



+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 11:9  توسط وحید تنهای عاشق

 دوستت دارم



+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 10:52  توسط وحید تنهای عاشق

 حرفهای دلم

تو منو فراموش کردی ،

 میدونم  ... دست خودت نیست

  تو عشق رو  با هوس اشتباه گرفتی

از هرجا بگذرد تابوت من

غوغا به پاخيزد

همه گويند چه سنگين مي رود

اين مرده از بس آرزو دارد

 



+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386ساعت 19:58  توسط وحید تنهای عاشق

 بدون شرح

من تمنای وصال دل درویشانم

سخت لبریز غرور !

متمایل به خودم

در پی خالق خود می گردم.

باطنم پر شده از رَطل گران سنگ خدا

های و هویی دارم!

عطش شوق رسیدن به خودم بی تردید

نفس مست مرا دست عنایت دارد!

پی خود می گردم

برسم تا به خدا!!

و بگویم با خود:

که منم خود و خدا ؟!

در پی کوی خدا می گردم

می روم می رسم آهسته به آن ایوانی

که در آن نقش خدا در پس پرده

یک حوض زلال افتاده !

می کنم نیم نگاهی در آب

و خودم می بینم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

زیر لب می گویم:

وای آخر که رسیدم به خودم!!!!

باز هم از سر انگشت عجب می گویم

دیوانه :

تو خدا بودی و خود در پی خود می گشتی؟!

نیت پاک در این آب بینداز ببین نور خدا می بینی!

 

که خدا در تو تجلی دارد!!!!!



+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386ساعت 19:53  توسط وحید تنهای عاشق

 آنچه باید بدانیم

کاش یک لحظه به جایم بودی

                                     تا بدانی که چه دردی دارد :

وقتی اندازه ی سنگینی یک کوه دلت غمگین است

و به اندازه ی تنهایی یک چاه تو هم تنهایی

و به اندازه ی آوارگی باد تو هم آواره

 



+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386ساعت 19:51  توسط وحید تنهای عاشق

 عشق...

 

عشق يعنی مستی و ديوانگی

عشق يعنی با جهان بيگانگی

عشق يعنی شب نخفتن تا سحر

عشق يعنی سجده ها با چشم تر

عشق يعنی سر به دار آويختن

عشق يعنی اشک حسرت ريختن

عشق يعنی در جهان رسوا شدن

عشق يعنی مست و بی پروا شدن

عشق يعنی سوختن يا ساختن

عشق يعنی زندگی را باختن

عشق يعنی انتظار و انتظار

عشق يعنی هرچه بينی عکس يار

عشق يعنی ديده بر در دوختن

عشق يعنی در فراقش سوختن

عشق يعنی لحظه های التهاب

عشق يعنی لحظه های ناب ناب

عشق يعنی سوز نی ، آه شبان

عشق يعنی معنی رنگين کمان

عشق يعنی شاعری دل سوخته

عشق يعنی آتشی افروخته

عشق يعنی با گلی گفتن سخن

عشق يعنی خون لاله بر چمن

عشق يعنی شعله بر خرمن زدن

عشق يعنی رسم دل بر هم زدن

عشق يعنی يک تيمّم، يک نماز

عشق يعنی عالمی راز و نياز

عشق يعنی با پرستو پر زدن

عشق يعنی آب بر آذر زدن

عشق يعنی چو*احسان پا به راه

عشق يعنی همچو يوسف قعر چاه

عشق يعنی بيستون کندن به دست

عشق يعنی زاهد اما بُـت پرست

عشق يعنی همچو من شيدا شدن

عشق يعنی قطره و دريا شدن

عشق يعنی يک شقايق غرق خون

عشق يعنی درد و محنت در درون

عشق يعنی يک تبلور يک سرود

عشق يعنی يک سلام و يک درود



+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 12:34  توسط وحید تنهای عاشق

 لينك باكس

 




 

درباره وبلاگ :



وحید 18 ساله تنهاي عاشق



 

جستجوگر :



در كل اينترنت
در اين سايت


 


كل بازديد ها :

گالري قالب وبلاگ
جديدترين كليپ هاي موبايل

جاده ی تلخ ع ا ش ق ی ی ی .....
بی تو ذلگیر ترین پاییزم
love
دوستت دارم
اگرهای من.....
new lovers
وای خدا دلگیرم ازت......
جاده ی عاشقی
تنهاییییییییییییییییییییییم
دفتری از عشق
جاده عاشقی
هفت آسمون عشق
تقدیم به تنها عشقم.......
سوختم از آتش عشق
غم تنهای
بد بیاری.......
صفحه ی پاره ی عاشقی:
...دوستت دارم...
سه بوسه

انجمن طراحان ايران
جديدترين كليپ هاي موبايل

آرشيو پيوند هاي روزانه

<-PostContent-> خصوصی برای عاشقها جاده ی عاشقی <-PostTitle-> <-PostContent-> ادامه مطلب <-PostDate-> -- وحید تنهای عاشق منوي وبلاگ خانه وبلاگ آرشيو وبلاگ ايميل من RSS درباره وبلاگ وحید 18 ساله تنهاي عاشق
-------------------------------------------------------------------------------- نویسندگان وبلاگ <-AuthorName-> آرشیو موضوعی <-CategoryName-> آرشیو وبلاگ <-ArchiveTitle-> لینک دوستان <-LinkTitle-> اخبار وبلاگ ها ليست وبلاگ ها قالب هاي وبلاگ اخبار ايران اخبار ICT تفريحات اينترنتي تالارهاي گفتگو :: طراح قالب :: پیوندهای روزانه <-LinkTitle-> آرشیو پیوندهای روزانه BlogId جاده ی عاشقی
خصوصی برای عاشقها
<-PostContent->
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  <-PostDate->ساعت <-PostTime->  توسط <-PostAuthor-> | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
وحید 18 ساله تنهاي عاشق

نوشته های پیشین
<-ArchiveTitle->
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

BlogId
 
->